‏نمایش پست‌ها با برچسب ولایت امام علی در قرآن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ولایت امام علی در قرآن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ دی ۱۸, پنجشنبه

آیا آیه ولایت از حضرت علی سخن گفته است؟






پرسش:

من در جاهایی دیده ام که می گویند آیه اولوالامر به حضرت علی رض اشاره دارد اما مثل اینکه مورد اتفاق علمای شیعه است، در کجای منابع اهل سنت ایه "یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم" را منتصب به علی رض می دانند ؟

پاسخ:

با سلام و عرض ادب

1) دیدگاه شیعه در باب آیه ی اولی الامر بر اساس متن آیه ی شریفه و احادیث اهل بیت علیهم السلام می باشد؛ زیرا در این آیه امر به اطاعت مطلق شده است و اطاعت مطلق نیز هرگز با عدم عصمت سازگار نخواهد بود؛ همچنان که برخی از مفسرین اهل سنت همچون فخر رازی بدین حقیقت اعتراف نموده که باید اولی الامر انسانهای معصومی باشند:«و من أمر اللَّه بطاعته على سبيل الجزم و القطع لا بد و أن يكون معصوما عن الخطأ»؛[1]اما در مقام بیان مصداق اولی الامر می گوید اگر مراد از اولی الامر بعضی از امت باشد باید ما آنان را بشناسیم در حالی که نمی شناسیم، بنابراین اولی الامر باید اهل حل و عقد باشند و این امر می رساند که اجماع امت حجت است.

فخر رازی اولی الامر را معصوم می داند، اما برای خارج نمودن اهل بیت علیهم السلام می گوید ما آنان را نمی شناسیم، بعد برای اینکه چنین اولی الامری بدون مصداق باقی نماند، مصداق آنرا بیان می نماید که آنان اصحاب حل و عقد می باشند و معلوم است که اصحاب حل و عقد غیر از اجماع امتند یعنی وی با این کلام خود معتقد به عصمت برخی از افراد امت بعنوان متولیان امور مردم شده است.[2]

2) در رابطه با این آیه ی شریفه در روایات اهل سنت مصادیق مختلفی بیان داشته شده است. به عنوان مثال سیوطی در تفسیر:«الدرالمنثور، سیوطی»، در مجلد دوم ، ص178، روایاتی را از طریق اهل سنت بیان نموده که مفاد برخی از آنها تفسیر اولی الامر به فقها، علما، امرا، ودر میان افراد به ابوبکر و عمر و عثمان و امام علی علیه السلام و عبدالله بن مسعود است؛ لذا بر اساس این روایات از دیدگاه اهل سنت امام علی علیه السلام یکی از مصادیق اولی الامر می باشند.

البته در این میان برخی از صاحبان کتب مناقب، همچون حسکانی، و حموینی، و قندوزی به بیان برخی روایات پرداخته اند که در این روایات مصداق این آیه تنها امام علی و ائمه ی شیعه علیهم السلام دانسته شده است. به عنوان مثال حسکانی در تفسیر این آیه روایت می کند: «شُرَكَائِي الَّذِينَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ بِي- وَ أَنْزَلَ فِيهِمْ:يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا- أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ‏ الْآيَةَ، فَإِنْ خِفْتُمْ تَنَازُعاً فِي أَمْرٍ فَارْجِعُوهُ إِلَى اللَّهِ- وَ الرَّسُولِ وَ أُولِي الْأَمْرِ. قُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ مَنْ هُمْ قَالَ: أَنْتَ أَوَّلُهُمْ‏ »؛[3] شریکان من کسانی هستند که خداوند اطاعت آنان را با اططاعت خویش و من مقرون ساخت و در باره ی آن چنین نازل فرمود:اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم، من گفتم: ای پیامبر خدا!!آنان چه کسانی هستند؟ فرمود تو نخستین آنان هستی.

حاکم همچنین در روایت دیگری به نقل از مجاهد، شان نزول این آیه را درباره ی جانشینی امام علی علیه السلام به جای رسول خدا صلی الله علیه وآله بیان داشته و می نویسد:(اولی الامر) درباره ی امیرالمؤمنین نازل شده است، هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله ایشان را در مدینه به جای خود نشاند و علی علیه السلام عرض نمود: آیا مرا در میان زنان و کودکان وا می گذاری؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: آیا خشنود نیستی برای من به منزله ی هارون برای موسی باشی؟[4]

همچنین جويني نيز به سند خود که از طریق راویان شیعه است از سلیم در ضمن حديثي طولاني نقل مي‏ کند که امام علي‏ عليه السلام خطاب به برخي از صحابه فرمود: «... شما را به خدا سوگند مي‏ دهم آيا مي ‏دانيد هنگامي که آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ...» نازل شد، مردم گفتند: اي رسول خدا! آيا «اولي الامر» و... افراد خاص و برخي از مؤمنانند يا شامل همه ی آنان مي‏ شود؟ پس خداوند به پيامبرش دستور داد، واليان امر را به مردم بياموزد و براي ايشان همان‏گونه که نماز و زکات و حج را تفسير کرده است، ولايت را تفسير کند. پس رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم من را در غدير خم براي مردم منصوب کرد....».[5]

قندوزی نیز در کتاب :«ینابیع المودة»، همین روایات را ذکر نموده است.[6]

3) بر خلاف شان نزول آیات دیگری که در باب فضائل و مناقب عترت است که با اسناد صحیح از طریق عامه نقل گردیده است؛ در مورد این آیه ی شریفه اثر قابل توجهی در منابع عامه یافت نمی گردد؛ که شاید علت آنرا بتوان در سانسور شدید و سیاست خفقان دستگاه حاکمه ی بنی امیه و بنی عباس دانست که آنان از ترویج مناقب عترت علیهم السلام جلو گیری می نمودند چه رسد به بیان روایاتی که مربوط به ولایت امری اهل بیت علیهم السلام بوده باشد.

4) اگر کسی در این روایات خدشه نماید؛ پاسخ ما این است که هیچ کدام از محمل های اهل سنت دارای سند معتبری در این خصوص نمی باشد؛ لذا از آنجا که در منابع عامه و خاصه مصداق این آیه به ائمه ی اهل بیت علیهم السلام تطبیق داده شده است خود برتری این تفسیر بر سایر تفاسیر را بیان می دارد؛ علاوه بر اینکه توجه به مفاد این آیه، و آیات دیگر و روایات ولایت ما را به غیر اهل بیت راهنمائی نخواهد نمود.

موفق باشید.
[1].مفاتیح الغیب، ج10،ص113.

[2]. مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج10،ص113:« أن اللَّه تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم في هذه الآية و من أمر اللَّه بطاعته على سبيل الجزم و القطع لا بد و أن يكون معصوما عن الخطأ، إذ لو لم يكن معصوما عن الخطأ كان بتقدير إقدامه على الخطأ يكون قد أمر اللَّه بمتابعته، فيكون ذلك أمرا بفعل ذلك الخطأ و الخطأ لكونه خطأ منهي عنه، فهذا يفضي إلى اجتماع الأمر و النهي في الفعل الواحد بالاعتبار الواحد، و انه محال، فثبت أن اللَّه تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم، و ثبت أن كل من أمر اللَّه بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعا أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد و أن يكون معصوما، ثم نقول: ذلك المعصوم إما مجموع الأمة أو بعض الأمة، لا جائز أن يكون بعض الأمة، لأنا بينا أن اللَّه تعالى أوجب طاعة أولي الأمر في هذه الآية قطعا، و إيجاب طاعتهم قطعا مشروط بكوننا عارفين بهم قادرين على الوصول إليهم و الاستفادة منهم، و نحن نعلم بالضرورة أنا في زماننا هذا عاجزون عن معرفة الامام المعصوم، عاجزون عن الوصول إليهم، عاجزون عن استفادة الدين و العلم منهم، و إذا كان الأمر كذلك علمنا أن المعصوم الذي أمر اللَّه المؤمنين بطاعته ليس بعضا من أبعاض الأمة، و لا طائفة من طوائفهم. و لما بطل هذا وجب أن يكون ذلك المعصوم الذي هو المراد بقوله:وَ أُولِي الْأَمْرِ أهل الحل و العقد من الأمة، و ذلك يوجب القطع بأن إجماع الأمة حجة».

[3].شواهد التنزیل، ج1،ص190.

[4]. همان:«عَنْ مُجَاهِدٍ [فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏]: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي [الَّذِينَ‏] صَدَقُوا بِالتَّوْحِيدِ أَطِيعُوا اللَّهَ‏ يَعْنِي فِي فَرَائِضِهِ‏ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ‏ يَعْنِي فِي سُنَّتِهِ‏ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ قَالَ: نَزَلَتْ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حِينَ خَلَّفَهُ رَسُولُ اللَّهِ بِالْمَدِينَةِ فَقَالَ: أَ تُخَلِّفُنِي عَلَى النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ فَقَالَ: أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى حِينَ قَالَ لَهُ: اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ‏. فَقَالَ اللَّهُ: وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ قَالَ: [هُوَ] عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَلَّاهُ اللَّهُ الْأَمْرَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ فِي حَيَاتِهِ- حِينَ خَلَّفَهُ رَسُولُ اللَّهِ بِالْمَدِينَةِ، فَأَمَرَ اللَّهُ الْعِبَادَ بِطَاعَتِهِ وَ تَرْكِ خِلَافِهِ‏ ».

[5]. فرائد السمطین، الحموینی، ج1،ص313.

[6]. ینابیع المؤدة لذوی القربی، سلیمان بن ابراهیم القندوزی الحنفی، ج1،ص341.






۱۳۹۳ دی ۴, پنجشنبه

عقاید شیعه در قرآن






پرسش:

به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر

مگر به ما نرسیده است که قرآن و اهل بیت شریک هم هستند یا دو ثقلین هستند که پیامبر گرامی وصیت کرده‌اند این دو باید کنار هم باشند (در دل ما) تا در روز رستاخیز به هم برسند؟ یعنی تا بتوانیم از حوض کوثر بنوشیم؟

پس باید همه آیات قرآن کریم اهل بیت و پیامبر را تایید کنند و همچنین ادعاهای شیعه مثل غصب خلافت و آتش کشیدن خانه نبوت و عاشورا و هزار هزار عمل شیطانی دیگر که قدرتمندان جامعه اسلامی اونها رو سانسور یا توجیه می‌کنند (عذر بدتر از گناه)

لطفا کمک کنید


پاسخ:

با سلام و عرض ادب

1)ابتدا باید توجه داشت که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تنها آورنده قرآن نبوده اند؛ بلکه آنحضرت آیات کریمه را بر مردم تبیین و تفسیر می نموده اند همچنان که قرآن کریم می فرماید:«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»؛[1]

بدیهی است که مساله ی تبیین منحصر به زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نبوده و از آنجا که قرآن تا قیامت هادی بشر می باشد؛ همواره نیاز به تبیین معصومانه وجود دارد؛ لذا قرآن کریم می فرماید :«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون»؛[2] اگر نمى ‏دانيد، از آگاهان بپرسيد.

همان کسانی که حقائق قرآن در قلب پاکشان تجلی یافته است:«بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْم»؛[3]

همان کسانی که عالم به اسرار قرآن می باشند: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»؛[4]

و چنین امری نیز نیست مگر به واسطه ی طهارت و عصمتی که خدای متعال بدانها مرحمت فرموده است:ُ«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا»؛ [5]

و «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيم؛ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ؛ لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»؛[6]كه آن، قرآن كريمى است، كه در كتاب محفوظى جاى دارد، و جز پاكان نمى ‏توانند بدان دست يابند.

امیر المؤمنین امام علی علیه السلام در توصیف اهل بیت علیهم السلام می فرمایند:

«فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ؟ وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ وَ الأَعْلَامُ قَائِمَةٌ وَ الآيَاتُ وَاضِحَةٌ وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ وَ كَيْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ؟ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّينِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ، فأنزلوهم بأحسن منازل القرآن وَرِدُوهم وُرُود الهيم العِطاشِ...»؛ [7] مردم كجا مى ‏رويد؟ چرا از حق منحرف مى ‏شويد؟ پرچم هاى حقّ بر پاست، و نشانه‏ هاى آن آشكار است، با اين كه چراغ هاى هدايت روشنگر راهند، چون گمراهان به كجا مى ‏رويد؟ چرا سرگردان هستيد؟ در حالى كه عترت پيامبر صلى الله عليه و آله شما در ميان شماست. آنان زمام داران حقّ‏ و یقینند، پيشوايان دين، و زبان‏هاى راستى و راست گويانند، پس در بهترين منازل قرآن جايشان دهيد همچون تشنگانى كه به سوى آب شتابانند، به سويشان هجوم ببريد.

ودر بیانی دیگر می فرمایند:

«انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا»؛[8] مردم! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد از آن سو كه گام برمى ‏دارند بروید. وقدم جای قدمشان بگذاريد، آنان شما را از راه هدايت بيرون نمى ‏برند و به پستى و هلاكت باز نمى ‏گردانند. اگر سكوت كردند سكوت كنيد و اگر قيام كردند، بپا خيزيد، از آنان پيشى نگيريد كه گمراه مى ‏شويد و از آنان عقب نماييد كه نابود می گرديد.

2) قرآن کتاب هدایت بشر است؛ و در این راستا هر امری که موجبات سعادت انسان را فراهم ساخته در آن آمده است. اما اینکه قرآن کریم را کتاب تاریخ بشر بدانیم که همه ی اتفاقات گذشته و آینده در آن ثبت باشد، کسی چنین سخنی را نگفته و بدان معتقد نشده است.

موفق باشید.
[1]. النحل/44:و اين ذكر- ياد و پند قرآن- را به تو فرو فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه به سوى آنان فرو فرستاده شده است روشن بيان كنى و تا شايد بينديشند.

[2].النحل/43.

[3].العنکبوت/49:ولى اين آيات روشنى است كه در سينه دانشوران جاى دارد و آيات ما را جز ستمگران انكار نمى ‏كنند!

[4].الرعد/43:آنها كه كافر شدند مى ‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!»

[5]. الاحزاب/33:جز اين نيست كه خداوند (به اراده تكوينى خاص) مى‏ خواهد از شما اهل بيت (پيامبر) هر گونه پليدى (در عقايد و اخلاق و اعمال) را بزدايد و شما را به همه ابعاد پاكى پاكيزه گرداند.

[6].الواقعة/79.

[7]. نهج البلاغة، خطبه ی 87.

[8]. نهج البلاغة، خطبه ی 97.