‏نمایش پست‌ها با برچسب ایمان ستیزی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایمان ستیزی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۱, جمعه

ایمان یا عمل؟



پرسش:

آیا آیه 148 سوره بقره این معنا را نمی رساند که مهم نیست چه دینی داشته باشیم بلکه کمک کردن و کارهای نیک کردن ملاک است؟

پاسخ:

در ايه 148 سوره مباركه بقره چنين آمده است :

وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
و براى هر كسى قبله ‏اى است كه وى روى خود را به آن [سوى] مى ‏گرداند پس در كارهاى نيك بر يكديگر پيشى گيريد هر كجا كه باشيد خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى ‏آورد در حقيقت‏ خدا بر همه چيز تواناست

يهوديان بر سر مساله تغيير قبله اعتراضات و سرو صداي زيادي به راه انداختند و اين ايه بخشي از پاسخ آنهاست كه :

" مى گويد: ((هر گروه و طايفه اى قبله اى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است )) (و لكل وجهة هو موليها).

در طول تاريخ انبياء قبله هاى مختلفى بوده ، و تغيير آن چيز عجيبى نيست ، قبله همانند اصول دين نيست كه تغييرناپذير باشد، و يا همچون امور تكوينى كه تخلف در آن ميسر نشود، بنا بر اين زياد درباره قبله گفتگو نكنيد و به جاى آن در اعمال خير و نيكى ها بر يكديگر سبقت جوئيد (فاستبقوا الخيرات ).

در عوض اينكه تمام وقت خود را صرف گفتگو در اين مساله فرعى كنيد به سراغ خوبيها و پاكيها برويد كه ميدان وسيع و گسترده اى دارد و در آن از يكديگر پيشى گيريد..."(1)

لذا بحث داشتن هر دين و آييني نيست زيرا "وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ"(آل عمران/85)

و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است


بحث در آيه بر سر اين مساله است كه خداوند براي هر قومي قبله اي قرار داده است و اين مساله، قابل اعتراض ونقد نيست .درواقع اين آيه مضموني شبيه آيه 177 سوره بقره دارد:

"اين مضمون درست شبيه چيزى است كه در آيه 177 همين سوره آمده است ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ولكن البر من آمن بالله و اليوم الاخر و الملائكة و الكتاب و النبيين : ((نيكوكارى اين نيست كه صورتتان را به طرف شرق و غرب كنيد، بلكه به اين است كه ايمان به خدا و روز جزا و فرشتگان و پيامبران داشته باشيد (و با الهام از ايمان راسخ اعمال صالح انجام دهيد).

شما اگر مى خواهيد ((اسلام )) يا ((مسلمانان )) را بيازمائيد با اين برنامه ها بيازمائيد نه به مساءله تغيير قبله ."(2)


(1)- با تلخيص:تفسير نمونه ، ج 1، ص501

(2)- همان ، ص 502



۱۳۹۴ مهر ۱۰, جمعه

چرا جبر در ایمان نیست؟



سؤال:

چرا خدا اجازه می دهد کافران، راه کفر را پیش بگیرند؟

پاسخ:

پرسش شما در واقع اینست که چرا خدای متعال همه را به زور و جبر، مسلمان و مؤمن نکرده؟

این امکان برای خدای متعال وجود داشته و دارد که همه را به زور تکوینی مطیع خود نماید:
«...فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعينَ» (1)
...و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدايت مى‌كند

حیوانات با کوک غریزی اعمال روزانه شان را انجام می‌دهند و بدون هیچ‌گونه انتخاب و اختیار و آزادی‌ای (به معنای واقعی و به گستردگی‌ای که در انسان وجود دارد)، شب و روزشان را سپری می‌کنند و چند صباحی در دایره غرایزشان فعالیتی می‌کنند و تمتعی می‌برند و سرانجام هم از دنیا می‌‌روند.

خدای متعال درباره انسان _این شاهکار خلقت که خود خدا هم درباره‌اش آفرین گفت (2)_ به حکمت والای خود، نخواست که مثل حیوانات چند صباحی فقط برای تامین غرایزش بدود و در مرغزار دنیا بچرد و چند بچه بزاید و سر آخر هم هیچ! نیز نخواست همانند فرشتگان بالبداهه در رتبه‌ای والا خلق شود و تمام! موجودی ساخت از جنس خاک، اما با دلی آسمانی! روحی در او دمید و شوری در جانش پدید آورد!

«...وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏...» (3)
...و از روح خود در آن دميدم...
به او گفت: بیا بالا! پرواز کن!

همان نهاد الهی، آتشی در جان آدم پدید آورد و شوری در دل او ایجاد کرد و او را مهیای پرواز نمود:
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

فرمود تا دلت بخواهد برای صعود به تو جا داده‌ام، آن قدر که فرشتگان، بال‌هایشان را زیر پایت پهن کنند و دورت بگردند!

«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ» (4)

هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد

از آن سو هم هشدار داد که این راه چاه دارد، چاله دارد، دردسر دارد! چاه‌ها و چاله‌هایی پیش رو داری که اگر در آن سقوط کنی، از حیوان هم پست‌تر و بدتر خواهی شد:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم
ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ
إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ» (5)
ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم
سپس او را به پايين‏ ترين مرحله بازگردانديم
مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏‌اند كه براى آنها پاداشى تمام نشدنى است

و برای اینکه این مرغ باغ ملکوت، این سفر طولانی را به درستی طی کند و به کمال انسانی و قرب الهی نایل گردد، او را به انواع ابزارهای شناخت و آگاهی و اختیار مجهز نمود:

«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» (6)
ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏‌آزماييم (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس

و راهنمایان و کمک‌های بسیار، هم در دورن جانش، و هم در بیرون، برایش فراهم نمود تا دستش را بگیرند و او را بالا ببرند:

مرحوم کلینی از امام كاظم (علیه السلام) نقل می‌کند كه فرمود:ان للَّه على الناس حجتين حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبياء و الأئمة و اما الباطنة فالعقول‏ (خداوند بر مردم دو حجت دارد: حجت آشكار و حجت پنهان؛ حجت آشكار، رسولان و انبياء و امامانند، و حجت پنهان، عقول و افكارند. (7)

آری، حکمت الهی ایجاب که این موجود خاکی، دلی رحمانی پیدا کند و با استفاده از ابزار شناخت حق و باطل، راه را از بیراهه تشخیص دهد و استعدادهای درونش را با تحمل رنج این راه، یکی یکی شکوفا نماید و با گذر از شاهراه عبودیت و فراغت از این آزمون بزرگ، به سر منزل مقصود و کمال و سعادت نهایی برسد.

پی نوشت:
1. انعام: 6 /149.
2. «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ»(مؤمنون: 23 /14). سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوان‌هايى در آورديم و بر استخوان‌ها گوشت پوشانديم سپس آن را آفرينش تازه‌اى داديم پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است!
3. ص: 38 /72.
4. همان.
5. تین: 95 /4تا6.
6. انسان: 76 /2و3.
7. مکارم، ناصر و همکاران، تفسير نمونه، ج ‏6، ص 25.






روش کسب ایمان در قرآن



سؤال:

راه بدست آوردن ایمان از نظر قرآن چیست؟

پاسخ:

یکی از راه‌های کسب اعتقاد و باور و ایمان نسبت به خدای متعال، توجه به این صنعت باشکوه و این شاهکار تمام‌ ناشدنی خلقت است. خلقتی که مال دیروز و پریروز و امروز و فردا نیست بلکه علی الدوام در جریان است و هر روز با روییدن سبزه‌ای زیبا یا شکفتن غنچه‌ای قشنگ یا طلوع دوباره خورشید تابان یا وزیدن نسیم دل‌آرای صبحگاهی یا تولد نوزادی نورسیده و هزار هزار جلوه خیره کننده دیگر، صفحه جدیدی از نمایش قدرت بزرگ سازنده توانا و هستی‌آفرین بی‌همتایش را به همگان نشان می‌دهد.

خدای متعال بارها و بارها در قرآن کریم ما را به توجه جدی و عمیق و دقیق به این صنعت باشکوه خلقت و جلوه‌های نو پدیدش دعوت نموده و آن را یکی از راه‌های مؤثر در ایجاد باور و اعتقادات درونی معرفی می‌نماید؛ دو نمونه:


«إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي‏ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْريفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُو» (1)
در آفرينش آسمان‌ها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتي‌هايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏‌هايى است (از ذات پاك خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‌‏انديشند!

«إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ» (2) (آل عمران/190و191)
مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏‌هاى (روشنى) براى خردمندان است.
همان‌ها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آن گاه كه بر پهلو خوابيده‌‏اند، ياد مى‌كنند و در اسرار آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‌انديشند (و مى‏‌گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده‌‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه‌دار!

منابع:
1. بقره: 2 /164.
2. آل عمران: 3 /190و191.