‏نمایش پست‌ها با برچسب شهیدان زنده اند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهیدان زنده اند. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

شهید در قرآن و حدیث





واژه شهيد به معناي حضور و ديدن گرفته شده است، و صفت مشبّه و دلالت بر ثبوت دارد.(1) واژه شهيد در قرآن كريم به عنوان گواه و شاهد (گواهان اعمال) آمده است.

قرآن كريم دربارة شهيد و شهيدان مي فرمايد: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(2) هرگز كساني را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار، بلكه زنده اند كه نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند.

منظور از حيات، همان حيات واقعي است و در نقطه مقابل در آيات ديگري خداوند متعال حيات كافران را پس از مرگ، هلاكت و نابودي شمرده است.(3)

بنابراين، حيات شهيدان و زنده بودن آنها سعادتمندي است كه همه مؤمنان از آن بهره مند خواهند شد.
از طرفي برخي از مردم تصور مي كردند كه كساني كه در راه خدا جهاد مي كنند و به شهادت مي رسيدند، نابود شده و از بين رفته اند، به همين جهت قرآن كريم براي زدودن چنين تصوري مي فرمايد: كساني كه در راه خدا كشته مي شوند، زنده اند، و نزد پروردگار خويش از روزي بهره مند مي شوند.(4)

شهادت در فرهنگ دين مقدس اسلام دو معناي متفاوت دارد:

1. معناي خاص. كه همان كشته شدن در معركه و ميدان جنگ در راه خدا است كه داراي احكام ويژه اي در فقه اسلامي است. مثلاً مي گويند: شهيد نياز به غسل و كفن ندارد، بلكه با همان لباس خونين دفن مي شود.

2. معناي گسترده و عام. كه انسان در مسير انجام دادن وظيفه الهي كشته شود و يا بميرد.
پس هر كس در حين اداي وظيفه اي به هر صورت از دنيا برود، شهيد است، چنان كه در روايات اسلامي نيز آمده كه چند گروه شهيد از دنيا مي روند:
1. كسي كه در طريق تحصيل علم از دنيا برود.
2. كسي كه در بستر از دنيا برود، ولي به حق پروردگار و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و اهل بيت آن حضرت معرفت داشته باشد.
3. كسي كه براي دفاع از مال خويش در برابر مهاجمان ايستادگي كند و كشته شود.

بنابراين، كساني كه عقيدة حق داشته و در مسير حقيقت گام بر مي دارند و در همين راه از دنيا مي روند، براساس اشاره قرآن كريم و روايات اسلامي در زمرة شهدا قرار دارند، و اجر شهداء را مي برند. خداوند متعال مي فرمايد: وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ و آنان كه به خدا و رسولانش ايمان آورند، به حقيقت راستگويان عالمند و برايشان نزد خدا اجر شهيدان است، پاداش اعمال و نور ايمانشان را (در بهشت) مي يابند.(5)

در روايت آمده كه شخصي به امام صادق ـ عليه السلام ـ عرض كرد: «از خداي بخواه كه شهادت را براي من روزي كند. امام ـ عليه السلام ـ فرمود: «مؤمن شهيد است» سپس آيه 19، سوره حديد را تلاوت كرد.(6)

حضرت امام باقر ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: آن كس از شما كه به مسأله ولايت آشنا باشد، و در انتظار ظهور مهدي (عج) به سر ،برد و خود را آمادة (حكومت عدل جهاني او) سازد، مانند كسي است كه با مهدي آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ با سلاحش جهاد كرده باشد. سپس فرمود: «بلكه به خدا سوگند مانند كسي است كه همراه رسول الله با سلاحش جهاد كرده باشد.» و براي مرتبه سوم بيان داشت: «بلكه به خدا سوگند همانند كسي است كه با رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ در خيمة او شهيد شده باشد.» بعد فرمود: «دربارة شما آيه اي از قرآن نازل شده است.» راوي مي گويد: پرسيدم كدام آيه؟ فرمود: آيه 19، سوره حديد...»(7)
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «اذا جاء الموت لطالب العلم و هوي علي هذا الحال مات شهيدا. كسي كه در راه تحصيل علم از دنيا برود، شهيد مرده است.»(8)

امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: كسي كه براي دفاع از مال خود (در برابر مهاجمان) ايستادگي كند و كشته شود، شهيد است.»(9)

پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در جايي ديگر مي فرمايد: «هر مؤمني از امت من راستگو و شهيد است...»(10)
و نيز فرمود: «من مات علي حب آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ مات شهيدا.(11) هر كس بميرد و حب آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ در دلش باشد، شهيد است.»

بنابراين، شهادت مراتبي دارد كه والاترين درجة آن شهادت در معركة نبرد با دشمنان اسلام است.

مقام شهید
افراد هنرشان را، مثلاً يك هنرمند هنرش را به جامعه عرضه مي‌كند. يك مبتكر، ابتكار. صنعتگر، صنعت. همه‌ي افراد آثاري از خودشان را به جامعه تحويل مي‌دهند. اما شهيد همه‌ي خودش را تحويل مي‌دهد. يعني نمي‌توانيم مثلاً بگوييم: نقش شهيد مثل نقش يك خواننده، صنعتگر، نمي‌دانم مبتكر، قهرمان، چون همه‌ي افراد يك بخشي از آثارشان را به جامعه عرضه مي‌كنند. اما شهيد خودش را عرضه مي‌كند. در قرآن پاداش‌ها چند نرخ دارد، نرخ‌هاي قرآن. بعضي كارها نرخش «ضِعف» است يعني دو برابر! «ضِعف» را مثل ضَعف مي‌نويسند. بعضي‌ آيات مي‌گويد: «ضِعف» دو برابر، بعضي‌ها آيات مي‌گويد: «اضعاف»! يعني چند برابر. بعضي آيات مي‌گويد: «فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» (انعام/160) ده برابر! به انفاق كه مي‌رسد مي‌گويد: بعضي انفاق‌ها 700 برابر مي‌شود. «كَمَثَلِ حَبَّة» (بقره/261) مثل دانه‌اي كه مي‌كاري، از يك دانه هفت خوشه بيرون مي‌آيد، در هر خوشه‌اي هم صد دانه! «في‏ كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّة» (بقره/261) يعني يك، هفتصد مي‌شود. بعد مي‌گويد: «وَ اللَّهُ يُضاعِف‏» (بقره/261) يعني از هفتصد هم بيشتر! خوب اگر انفاق مال هفتصد برابر مي‌شود، انفاق جان چقدر؟ شهيد جان مي‌دهد. تكرار مي‌كنم. از اول! بعضي پاداش‌ها دو برابر است. عربي آن چه بود؟ «ضِعف»! بعضي پاداش‌ها چند برابر. عربي‌اش چه بود؟ «اضعاف»! بعضي پاداش‌هاده برابر است. در قرآن چه بود؟ «عشر» عاشورا، دهم! «عشر»! بعضي پاداش‌ها هفتصد برابر، پشت سر هفتصد برابر مي‌گويد: «وَ اللَّهُ يُضاعِف‏» پيش از هفتصد برابر، تازه اين براي پرداخت مال است. و شهيد مال نداده است. چه داده؟ جان داده است. يعني نمي‌شود حسابش را كرد.


پاورقی:
1. مجمع البحرين. ج3، ص80، ذيل واژه شهد.
2. آل عمران: 169.
3. ابراهيم: 28.
4. ر.ك: طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1397ق، ج 1، ص 534، طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1379، ج 4، ص 62.
5. ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر، نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1367 ش، ج 23، ص 349، 350، 355.
6. ر.ك: الجمعه العروسي الحويزي، عبدعلي. نورالثقلين، قم، مطبعة العلمية، چاپ سوم، بي تا، ج 5، ص 243.
7. نورالثقلين، همان.
8. ر.ك: مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق، ج 1، ص 186.
9. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، الطبعة الاولي، 1419 ق، ج 5، ص 198.
10. ر.ك: بحارالانوار،‌ همان، ج 97، ص 50.
11. ر. ك: همان، ج 23، ص 233.

۱۳۹۳ دی ۴, پنجشنبه

اگر ائمه را در عالم معنا، زنده می دانیم، فرق امامان شهید با امام زمان که در این دنیاست، چیست؟







با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی

همان گونه که فرمودید ما معتقدیم که تمامی ائمه چه زنده و چه شهید به اعمال ما ناظر اند و دعاهای ما را می شنوند و از خدا حوایج ما را می خواهند.

اما تفاوت امام زنده با باقی امامان واسطه فیض بودن در زمان امامتشان است یعنی امام زمان واسطه فیض آسمان و زمین اند و بر تمامی ما سوی الله ولایت دارند و هر چه که به مخلوقات می رسد از ایشان و از کانال آن حضرت است. حتی دعاهایی که که ما در حرم های معصومین می کنیم آن معصوم واسطه در خانه خدا شده ولی آن فیض توسط آن امام زنده به ما می رسد.

امام زمان در هر زمان حجت خدا روی زمین و رابط اصلی است بین بنده و خدا.

امامان هر عصر، ستونهای آسمانها و زمین هستند. بدون وجود آنان، زمین و زمان باقی نمی ماند و همه چیز در هم فرو می ریزد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «ستارگان، امانی برای اهل آسمانند . پس هنگامی که ستارگان نابود شدند، اهل آسمان نیز نابود می شوند و خاندان من امانی برای اهل زمینند. پس هنگامی که خاندان من از بین بروند، اهل زمین نیز از بین می روند.» (1)

در اصطلاح دینی، امامان زنده ی زمان، در واقع «واسطه های فیض» است. در توضیح این مطلب باید گفت: همه ی آفریدگان برای استمرار حیات و بقایشان نیازمند فیض خداوند هستند. مانند نور که برای ماندنش همیشه نیازمند منبع و سرچشمه ای است و اگر منبع قطع شود، نور نیز تاریک می گردد. امام زمان (علیه السلام)، واسطه ی رسیدن این فیض به مردم هستند: همه ی بلاها و سختی ها به وسیله ی ایشان برطرف می شود، باران به واسطه ی آنها می بارد، آسمان به اذن آنها می گردد و زمین به وسیله ی آنان برکات خود را آشکار می سازد. (2)

در دعای عدیله، درباره ی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)، چنین آمده است: «به بقای او دنیا باقی است و به برکت او به مردم روزی داده می شود و به وجود او آسمان و زمین پابرجاست.» (3)

به خاطر همین واسطه ی فیض بودن است که در هر زمان، باید امام زنده ای وجود داشته باشد. چرا که «اگر زمین خالی از امام بماند، فرو می ریزد.» (4)

امام عصر (ارواحنا له الفداء) خود می فرمایند: «و من امانی برای ساکنان زمین هستم، همچنان که ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند.» (5)

امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «به خدا قسم خداوند از زماني كه آدم را قبض روح فرموده، زمين خود را تاكنون رها نكرده است مگر اين كه در روي آن امامي بوده كه به وسيله او هدايت به سوي خدا انجام مي‌گرفته است، ‌و او حجت خدا بر بندگانش بوده، ‌و پس از اين هم زمين بدون امامي كه حجت خدا براي بندگان اوست باقي نمي‌ماند»(6)

 
1. کمال الدین و اتمام النعمه، ج 1، ص 205؛ به نقل از شفیعی سروستانی، ابراهیم، معرفت امام عصر و تکلیف منتظران، نشر موعود، 1384، ص 190
2. شفیعی سروستانی، همان، ص 194
3. مستدرک وسائل الشیعه، ج 1، ص 93؛ به نقل از شفیعی سروستانی، همان، صص 194- 195
4. الکافی، ج 1، ص 179؛ به نقل از همان، ص 196
5. کمال الدین، ج 2، ص 205؛ به نقل از همان، ص 190
6. النعماني، غيبت، ترجمه محمد جواد غفاري، نشر صدوق، ص 193، حديث 7.