‏نمایش پست‌ها با برچسب خدا و الله. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خدا و الله. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ تیر ۲۹, دوشنبه

توصیف الله در تازینامه




با سلام

به امید و یاری حضرت حق، می خواهم در این پست از آیات قرآن بیشتر استفاده کنم و به آیات قرآنی به صورت موضوعی توجه نمایم.

اولین موضوعی که به نظرم خوب است مطرح شود، توصیف خدا از منظر قرآن است.

یعنی خدایی که قرآن معرفی می کنه چه خصوصیات و اوصافی داره ؟ خدا خودش را در قرآن چه طور معرفی می کنه ؟

من به عنوان نمونه چند مورد را مطرح می کنم.


توصیفات خدا از منظر قرآن

1_ خداوند پرورش دهنده کلّ عالَم و همه مخلوقات است. رَبِّ العَالَمِین = آیه 2، سوره حمد

( خداوند، تربیت کننده و اصلاح کننده موجودات به سوی کمالات آن هاست )

2_ خداوند بسیار بخشنده است. خداوند عطا کننده نعمت ها به همه موجودات است. اَلرَّحمَن = آیه 3، سوره حمد

( رحمان اشاره به رحمت عام خداوند دارد که برمؤمن و کافر افاضه می شود و همه مخلوقات عالَم از رحمت گسترده او بهره مند هستند )

3_ خداوند بسیار مهربان و صاحب بخشش است. الرَّحِیم = آیه 3، سوره حمد

( رحیم دلالت بر نعمت دائم و رحمت ثابت خداوند دارد که بر مؤمن افاضه می شود. رحیم اشاره به رحمت خاصّ خداوند است. )

4_ خداوند، صاحب اختیار و مالک و حاکم مطلق روز جزا (قیامت ) است. مَالِک یَومِ الدِّین = آیه 4، سوره حمد

5_ خداوند بر هر کاری تواناست. « اِنَّ الله عَلَی کُلّ شَی ءٍ قدِیر » آیه 20، سوره بقره

6_ خداوند به همه چیز آگاهی کامل دارد. « و هُوَ بِکُلِّ شَی ءٍ عَلِیم » آیه 29، سوره بقره

7_ خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است. « اِنَّهُ هُوَ التَّوَابُ الرَّحِیم » آیه 37، سوره بقره

8_ خداوند نسبت به ستمگران آگاهی کامل دارد. « وَ اللهُ عَلِیمٌ بالظَّالِمِین » آیه 95، سوره بقره

( خداوند به جزئی ترین افعال ظالمین، اطلاع دارد )

9_ خداوند به همه کارهایی که انسان ها انجام می دهند ناظر و بیناست. « اِنَّ الله بِمَا تَعمَلون بَصِیر »

( چه کارهای خوب و چه کارهای بد، در دید خداوند است)

10_ آن چه در آسمان ها و زمین است، برای خدا و مال خداست. « لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ و الأَرض »

آیا عمل باطل و بیهوده از الله ممکن است؟







سؤال:

آیا طبق آیه «وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنهُمَا لَاعِبِينَ لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لهْوًا لاَّتخَّذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ» (انبیاء: 21/ 16 ـ 17) خدا بیهوده می‌آفریند؟

پاسخ:

نکاتی چند در تفسیر آیات فوق، عرض می‌شود:

1. «لهو» بر خداوند محال است و به همین جهت از «لو» که در لغت عرب برای امتناع استفاده می‌شود، تعبیر آورده شده است.

لذا معنای آیه این است که محال است خداوند خلقت آسمان و زمین و ... را برای سرگرمی و لهو خود، آفریده باشد.


2. اگر خداوند هدف بازی‌گری و لهو داشت، اولا چیزی مناسب با ذات خود و از عالم مجردات می‌آفرید نه عالم ماده، چرا که احتیاجی به این مخلوقات ندارد؛ در ثانی دیگر جهانی بى‌‏نهايت و با اين نظم كه تمام به مقتضاى حكمت و مصلحت است ايجاد نمى‌كرد، نه پیامبران را می‌فرستاد و نه برنامه ثواب و عقاب فراهم مى‌كرد، و اگر انسان را هم خلق مى‌كرد عقل و شعور به او نمى‏‌داد.

بنابر این، با خلق جهانی منظم و ارسال رسولان و کتب آسمانی و محاسبه اعمال و ...، قطعا هدف و غرضی از خلقت هستی دارد که انسان باید بدان توجه داشته باشد. (1)


3. برخی از مفسران، آيات فوق را اشاره به نفى عقائد مسيحيان دانسته‌‏اند، يعنى لهو را به معنى همسر و فرزند گرفته‌اند و گفته‏‌اند آيه در پاسخ آن‌ها مى‌گويد اگر ما مى‌‏خواستيم فرزند و همسرى انتخاب كنيم از جنس انسان‌ها انتخاب نمى‏‌كرديم.

لذا اعتقاد به این که ملائکه دختران خدا، و مسیح پسر خدا است، اعتقادی باطل و بی اساس است. (2)


4. خداوند متعال همه صفات پسندیده را داراست و از تمامى صفات ناپسند، پاک و منزّه است. خداوند مستجمع جميع صفات كمال، و منزّه از جميع عيوب و نواقص است؛ و لهو و لغو، با علم و حكمت و صفات ربوبى سازش ندارد.


5. صفات الهی متناقض یکدیگر و مخالف با هم نیستند. در روایتی از امام حسن (عليه السلام) آمده: «وَ لَا اخْتِلَافُ صِفَةٍ فَيَتَنَاهَى‏»؛ یعنی صفات خداوند از نظر واقعيت با يكديگر اختلاف ندارند؛ زيرا اگر چنين باشد، ذات خداوند از نظر كمالات وجودی متناهی و محدود خواهد بود. (3)

هم چنین از امام جواد (عليه السلام) نقل شده: «أَنَّهُ وَاحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى وَ لَيْسَ بِمَعَانٍ كَثِيرَةٍ مُخْتَلِفَة»؛ یعنی خداوند یگانه و یکتا است و معاني و صفات كثير و مختلف در ذات او راه ندارد. (4)

لذا خداوند در عین این که قادر و فعّال مایشاء است، ذره ای ظلم نمی‌کند: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ»؛ خداوند (حتّى) به اندازه سنگينى ذره‌اى ستم نمى‏‌كند. (5)

بنابر این، با توجه به سایر تعالیم دینی، اصلا ظلم و یا لغو و ... بر خداوند محال و نشدنی است، و به همین خاطر است که دیگران سخن شما را نمی‌پذیرند.


منابع:

1. ر.ک: طیب، عبدالحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 151؛ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسير نمونه، ج ‏13، ص 371؛ قرائتی، محسن، تفسير نور، ج ‏7، ص 434.

2. ر.ک: طوسی، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 236؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 67.

3. التوحيد للصدوق، باب 2، ص 46، ح 5.

4. همان، باب 11، ص 144، ح 9.

5. نساء: 4/ 40.




۱۳۹۳ آذر ۲۱, جمعه

آیا طبق قرآن، خدا دستور به فسق می دهد؟







پرسش:

  آیا این آیه به معنای امر کردن به فرمان دادن خدا به فسق است:

وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا(الإسراء/16)


و چون بخواهيم شهري را هلاک کنيم به خوشگذرانانش فرمان می دهیم تا در آن به فسق [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را [يکسره] زير و زبر کنيم

پاسخ:

خدای متعال در سوره اعراف آیه 28 می فرماید:قل ان الله لا یامر بالفحشاء اتقولون علی الله ما لا تعلمون

 
پس خدای متعال هیچگاه امر تشریعی به بدی نمی کند بنابراین که امر در آیه شریفه امر (تشریعی) باشد، متعلق «امرنا» نمی تواند فحشاء باشد.

در مورد متعلق «امرنا» احتمالی دیگر نیز داده شده است و آن این است که امر تکوینی باشد و متعلق آن فسق و فجور باشد.

بنابر این معنا این می شود كه ما نعمت را برايشان افاضه نموده و بر سبيل املاء و استدراج فراوانش كرديم تا بدين وسيله دسترسيشان به فسق بيشتر گشته و فسق را از حد بگذرانند و قول بر آنان محقق گردد تا عذاب نازل شود.

علامه طباطبایی از بین این دو احتمال، احتمال اول را بعید می داند به دو دلیل:

يكى اينكه خلاف ظاهر است، چون ظاهر اينكه مى‏ گوئيم:" دستورش دادم و او چنين و چنان كرد" اين است كه دستور به عين همان عملى كه او كرده صادر شده است، و در آيه مورد بحث هم ظاهر اين است كه امر به خود فسق تعلق گرفته باشد، نه به طاعت.

دوم اينكه تا همه اهل يك شهر فسق نورزند بلاى عمومى نازل نمى ‏شود، و با اين حال وجهى نيست كه امر تنها متوجه مترفين شود(ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 82)


پاسخی مشابه:

در تعبیر: أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها، اين امر نمى‏تواند امر به فسق باشد زيرا: إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ اعراف/ 28 پس نمى‏شود گفت: امر به فسق مى‏كنيم آنها نيز فاسق مى‏شوند، پس متعلق آن بايد طاعت باشد، يعنى مترفين را امر به طاعت مى‏كنيم ولى آنها از اطاعت خارج مى‏شوند در اين صورت وعده عذاب حتمى مى‏گردد.

  الميزان و كشّاف ترجيح مى‏دهند كه مراد از «امرنا» اكثار نعمت و فراوان كردن وسائل زندگى باشد يعنى: نعمت و وسائل معيشت آنها را زياد ميكنيم، در كشاف مى‏گويد: امر مجاز است زيرا حقيقت امر كه امر كند فاسق شويد ناممكن است، وجه مجاز آنست كه نعمت آنها را فراوان كند و آن را وسيله معاصى و شهوات گردانند، نگارنده گويد: نظير اين است آيه: فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً :

هنگامى كه (اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چيز (از نعمتها) را به روى آنها گشوديم تا (كاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند) ناگهان آنها را گرفتيم (و سخت مجازات كرديم) در اين هنگام، همگى مأيوس شدند (و درهاى اميد به روى آنها بسته شد). انعام/ 44


تفسير أحسن الحديث، ج‏6، ص: 49